در گفتگوهایی که دربارۀ وگنیسم صورت می‌گیرد یکی از عجیب‌ترین و در عین حال متداولترین توجیه‌های اخلاقی برای کشتن حیوانات، این است که اجدادمان هم همین کار را می‌کردند. اغلب می‌شنویم که می‌گویند «اگر اجدادتان گوشت نمی‌خوردند الان شما اینجا نبودید»؛ این مطلب لزوماً نادرست نیست، اما چرا اخلاقیات خودمان را بر اقدامات اجدادمان استوار می‌کنیم؟ موجوداتی ابتدایی که هیچ درکی از اخلاقیات عصر جدید نداشتند و کارهایی کاملاً غیر اخلاقی مانند قتل یا تجاوز را بدون هیچگونه پیامدی انجام می‌دادند.

بی‌شک اگر خوردن جانوران به این دلیل قابل‌ قبول باشد که انسان‌های غارنشین هم همین کار را می‌کردند، در این صورت تجاوز و قتل یکدیگر هم در دنیای امروز از لحاظ اخلاقی توجیه پذیر است!

از فرد غیرگیاهخواری که طرف صحبتتان است بپرسید «فکر می‌کنی عاقلانه‌اس باورای اخلاقی‌مون بر اساس رفتار اجداد بدوی‌مون باشه؟» یا «اگه اینکه اجدادمون حیوونها رو می‌خوردن، خوردن حیوون‌ها رو اخلاقا توجیه میکنه مگه نمیشه گفت کشتن همدیگه قابل توجیهه چون اجدادمون این کار رو می‌کردن!؟»

اگر غیرگیاهخواران واقعاً می‌خواهند مثل اجدادشان زندگی کنند در این صورت رژیم غذایی‌شان عمدتاً شامل غذاهای گیاهی خواهد بود، به استثنای خوردن گهگاهی چند حشره(۱). به علاوه باید در فضای باز بخوابند، از تکنولوژی استفاده نکنند، به زبان‌های بدوی و توسعه‌نیافته صحبت کنند، با درست کردن آتش به شدت هیجان‌زده شوند و تجربۀ رابطۀ جنسی با محارم هم داشته باشند.

موضوع دیگری که بعضی افراد می‌گویند و شبیه به همان بحث اجداد است، این است که «ما همیشه گوشت می‌خوردیم». اینکه بخواهیم برای شیوۀ زندگی‌مان به گذشته نگاه کنیم ایده‌ای بسیار واپس‌گرایانه است و پایه‌گذاری اقداماتمان صرفاً بر این اساس که آیا کاری را برای مدتی طولانی انجام داده‌ایم یا نه قطعاً ایدۀ خوبی نیست، چون اگر قرار بود این کار را بکنیم هنوز نظام‌های برده‌داری و آپارتاید را داشتیم.

اگر کسی احیاناً این استدلال را مطرح کند که «همیشه همین کار رو می‌کردیم» از او بپرسید: «یه زمانی‌ام بود که همیشه با زن‌ها جوری رفتار می‌کردیم که انگار کمتر از مردا ارزش داشتن، خب این یعنی که اگه امروزم با زن‌ها همونجوری رفتار بشه، اخلاقا توجیه میشه؟»

ایدۀ دیگری که ارتباط نزدیکی با همین استدلال اجداد دارد این است که خوردن گوشت باعث شد به صورت آنچه که امروز هستیم تکامل پیدا کنیم و به همین دلیل اینکه به خوردن حیوانات ادامه دهیم اخلاقاً موجه است.

این موضوع جزئی از معلومات عمومی است و به طور گسترده‌ای پذیرفته شده است که ما از نخستی‌سانان تکامل یافته‌ایم؛ رژیم غذایی‌ نخستی‌سانان عمدتاً شامل میوه‌ها، مغزها، برگ‌ها و گهگاهی هم حشره بود. اما با تغییر و تکامل محیطی که ما انسان‌ها در آن زندگی کرده‌ایم، رژیم غذایی‌مان هم دستخوش تغییر و تحول شده است.

اغلب گفته می‌شود علت اینکه ما انسان‌ها امروزه اینقدر باهوشیم این است که گوشت خورده‌ایم و بسیاری از غیرگیاهخواران مدعی‌اند که خوردن گوشت به رشد و تکامل ما کمک کرده است. حتی اگر این مطلب صحت داشته باشد ربطی به جوامع امروزی ندارد، چون این طور نیست که هر بار که یک وعده غذای گوشتی مفصل می‌خوریم مغزمان رشد کند، درست همانطور که هر بار وارد رستوران ناندوز می‌شویم گونه‌مان تکامل پیدا نمی‌کند. در واقع کاملاً برعکس است(۲).

 

همانطور که در قسمتی [از این کتاب الکترونیک] که مربوط به تغذیه بود توضیح داده شد، خوردن محصولات حیوانی نه تنها سودمند نیست، بلکه مانعی برای سلامت ماست. بنابراین نمی‌توان مصرف غذاهایی را که تأثیر منفی بر سلامتی دارند برای تکامل گونۀ انسان مفید دانست. به دلیل خوردن محصولات حیوانی طول عمرمان کمتر از آنچه که بدون این نوع غذاها ممکن بود، شده است(۳).

این واقعیت را نیز به مطالب بالا اضافه کنید که دامپروری بیشتر از کل سیستم حمل‌و‌نقل باعث انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود و در ضمن علت اصلی نابودی جنگل‌های بارانی، مناطق مردۀ اقیانوسی، انقراض گونه‌ها، فرسایش خاک سطحی، بیابان‌زایی و بسیاری از دغدغه‌های محیط‌زیستی دیگر نیز است. به‌سرعت درحال معلوم شدن است که آیندۀ تکامل ما منوط به نخوردن حیوانات است. در حقیقت سازمال ملل بیان کرده است که به‌منظور پرهیز از وخیم‌ترین تأثیرات تغییر اقلیم، لازم است کل دنیا به رژیم غذایی مبتنی بر گیاهان روی بیاورد. (برای دیدن تمام واقعیت‌های ‌محیطزیستی رجوع کنید به
www.cowspiracy.com/facts)

به‌علاوه، نظریات دیگری نیز دربارۀ علت تکامل مغز انسان وجود دارد. اولین نظریه این است که انسان‌ها شروع به خوردن غذاهای نشاسته‌ای پخته و غنی از کربوهیدرات کردند(۴). این موادِ نشاسته‌ای به راحتی در دسترس بودند و با توجه به اینکه مغز حدود ۶۰% از گلوکز موجود در خون را مصرف می‌کند، چنین نیاز زیادی به گلوکز را نمی‌توان با یک رژیم غذایی که کربوهیدرات کمی دارد تأمین کرد.

یک عقیدۀ دیگر این است که خودآگاهی‌مان را با مصرف قارچ‌های توهم‌زا توسعه داده‌ایم‌. این قارچ‌ها امکان دسترسی به بخش‌هایی از مغز را که پیش از آن ناشناخته مانده بودند برای ما فراهم کردند و به این ترتیب در نهایت منجر به خویشتن‌آگاهی و هوشمندی بیشترمان شدند.

شکی نیست که خوردن حیوانات در طول دوره‌های کمبود غذا به زنده ماندن و بقای انسان‌ها کمک کرده است، اما درست همانطور که پایه‌گذاشته شدن قسمت عمدۀ جوامع انسانی بر برده‌داری توجیهی برای ادامۀ آن در دنیای امروز نیست، این واقعیت هم که خوردن حیوانات در رسیدن ما به این مرحله کمک کرده یا در دوام و بقای ما در گذشته مؤثر بوده است، خوردن حیوانات در دنیای کنونی را توجیه نمی‌کند.

در جوامع معاصر، ما نیازی به خوردن حیوانات یا ترشحات آن‌ها نداریم و در واقع با انجام چنین کاری طول عمر خود را کاهش می‌دهیم، سیارۀ خود را نابود می‌کنیم و به موجودات زندۀ بی‌گناه آسیب‌های غیرضروری می‌زنیم که بیرون از حد تصور است.

[تهیه کننده: سینا مومنی]

منبع:

۳۰ non-vegan excuses & how to respond to them, earthling ed, Pg 93-96

▪️پانویس‌های مجموعه‌ی وگ

۱٫ https://goo.gl/vFt7YN

۲٫ ارتباط محصولات حیوانی با بروز آلزایمر را در این ویدیو با زیرنویس فارسی ببینید:
t.me/VEGMedia/81
و برای اطلاعات مفصل در همین مورد رجوع کنید به:
How Not to Die, (2016), Greger Michael & Stone Gene, Flatiron Books, Pages 58-66

۳٫ https://goo.gl/7nyLJf

۴٫ https://goo.gl/UMkgRt