این توجیه در ظاهر شاید تا حدی مضحک باشد اما به اعتقاد من می‌تواند موجه به نظر برسد، به ویژه اگر جواب آن را ندانید. توجیه مزبور بر اساس این تفکر است که اگر ما از خوردن حیوانات دست بکشیم، همه‌شان در طبیعت رها خواهند شد و برای محیط‌زیست‌ خرابی به‌بار خواهند آورد یا اینکه سلاخی شده و بعد هم دورانداخته می‌شوند.

برای نشان دادنِ بی‌پایگی این توجیه کافی است بر این واقعیت تأکید کنیم که صنعت دامپروری مبتنی بر سیستم عرضه و تقاضا است: با خرید فراورده‌ها، عرضۀ فراورده‌های بیشتری را تقاضا می‌کنیم. دامداران حیوانات را فقط به آن اندازه که بتوانند بفروشند پرورش می‌دهند، نه بیشتر از آن. چون از لحاظ اقتصادی عملی نیست. حال، از آنجا که قرار نیست همۀ مردم دنیا یک شبه وگن شوند، بلکه این تغییر روندی تدریجی است که طی یک دورۀ طولانی رخ می‌دهد، نتیجه می‌گیریم هرچه افرادِ بیشتری به وگن شدن روی بیاورند، حیواناتِ کمتر و کمتری متناسب با میزان گسترش وگنیسم، پرورش داده خواهند شد.

با ادامۀ گسترش این جنبش، الگوی یاد شده نیز ادامه خواهد یافت و این بدان معناست که وقتی سرانجام به دنیایی ‌برسیم که وگنیسم در آن حاکم است، دامداران دیگر حیوانات را برای تولید فراورده‌های دامی پرورش نخواهند داد. در نتیجه هرگز شرایطی به وجود نخواهد آمد که میلیاردها حیوان در طبیعت رها شوند یا برای سلاخی به کشتارگاه‌ها منتقل و سپس دور انداخته شوند. حتی در مواردی بعضی از غیروگن‌ها به من گفته‌اند که وگن بودن به معنای واقعی کلمه وگن نیست چرا که باز هم میلیاردها حیوان باید کشته شوند. اما وقتی منطقِ عرضه و تقاضا را برای این توجیه به کار ببریم به راحتی می‌توان فهمید که این اظهارنظر کاملاً دور از واقعیت است.

این گفتگو اغلب تا جایی ادامه خواهد یافت که طرفِ غیروگن اظهار می‌کند در این صورت نسل این حیوانات منقرض خواهد شد. این هم در واقع استدلالی جالب است چرا که بدیهی است تعداد این حیوانات به طور تصاعدی تا جایی که منقرض شوند کاهش خواهد یافت. به این موضوع از جهات مختلفی می‌توان نگاه کرد. حیواناتی که آن‌ها را می‌خوریم یا برای تغذیۀ خود از آن‌ها بهره‌کشی می‌کنیم، در وضعیت طبیعی نیستند بلکه همگی اهلی شده‌اند، به طور گزینشی پرورش یافته‌اند یا به نحوی از انحاء دستکاری شده‌اند و این بدان معنا است که هرگز قرار نبوده به این شکل وجود داشته باشند.

گاوهای شیرده به گونه‌ای دستکاری شده‌اند که تا ده برابر بیشتر از حالت طبیعی شیر تولید کنند؛ مرغ‌های تخم‌گذار به نحوی پرورش یافته‌اند که سالانه تا ۳۰۰ تخم بگذارند (برخلاف ۱۰ تا ۲۰ تخمی که در شرایط طبیعی می‌گذارند)؛ مرغ‌های گوشتی هم طوری پرورش داده شده‌اند که با سرعتی باورنکردنی به‌طرزی غیرعادی بزرگ شوند؛ و دستکاری گوسفندها هم به صورتی بوده که بیشتر از شرایط طبیعی پشم تولید کنند و اغلب تعداد بره‌هایشان هم بیشتر از چیزی است که به‌طور معمول به دنیا می‌آورند.

به دلیل این دستکاری‌ها بسیار بعید است که هیچ کدام از این حیوانات بتوانند به خودی خود در طبیعت زنده بمانند و به همین علت نیاز دارند که انسان‌ها از آن‌ها مراقبت و نگهداری کنند. سرانجام واقعاً به جایی خواهیم رسید که باید تصمیم بگیریم آیا می‌خواهیم جمعیت‌های سالمی از این حیوانات را حفظ کنیم یا نه، یا اینکه فکر می‌کنیم از نظر اخلاقی بهتر است که این گونه‌ها دیگر وجود نداشته باشند و اکوسیستم‌هایمان را از نو با تنوع زیستیِ طبیعی‌شان پر کنیم. به علاوه، به لحاظ نظری قادر خواهیم بود بسیاری از جانوران وحشی طبیعی را بار دیگر به زیستگاه‌هایشان برگردانیم چرا که دیگر نیازی نخواهیم داشت چنین مناطق وسیعی را به دامپروری اختصاص دهیم(۱).

البته بدیهی است پناهگاه‌هایی همچنان باقی خواهند ماند که حیوانات نجات‌یافته بتوانند در آنجا زندگی کنند و همیشه افراد زیادی خواهند بود که علاقمندند وقت و پول خود را برای نگهداری از حیوانات پرورش‌یافته صرف کنند و مراقبتی را که نیاز دارند از آن‌ها به عمل بیاورند.

فکر می‌کنم توجه به این نکته هم مهم است که بسیاری از این حیوانات، بومیِ سرزمین‌هایی که به‌طور مصنوعی در آن‌ها پرورش داده می‌شوند نیستند؛ برای مثال گوسفند بومیِ امریکا نیست و نباید در آنجا باشد و متأسفانه این [گونه‌های] حیات وحشِ طبیعیِ منطقه است که با پیامدهای این مسئله مواجه می‌شود زیرا زیستگاه‌های طبیعی‌شان به منظور ایجاد زمین‌های کشاورزی و دامپروری تخریب می‌گردد. ضمنا حیوانات وحشیِ بومی اغلب برای محافظت از گله‌های دامپروران شکار شده یا کشته می‌شوند (۲).

به اعتقاد من اگر کسی موضوع انقراض را مطرح کند، باید به او یادآور شویم که دامپروری صنعتی مهمترین علت انقراض گونه‌ها است (۳) و ما هم‌اکنون در گسترده‌ترین انقراض انبوه گونه‌ها (https://t.me/iranveg/873) در ۶۵ میلیون سال گذشته قرار داریم. بنابراین اگر این افرادِ پرسشگر نگران منقرض شدن گونه‌هایند، جدا باید وگن شوند!

منبع:
۳۰ non-vegan excuses & how to respond to them (https://www.earthlinged.com/ebook/), earthling ed, Pg 12-13

[تهیه کننده: سینا مومنی]

 

▪️پانویس‌های مجموعه وگ

۱٫ بنا بر پژوهش (https://www.theguardian.com/environment/2018/may/31/avoiding-meat-and-dairy-is-single-biggest-way-to-reduce-your-impact-on-earth) محققین دانشگاه آکسفورد، بدون گوشت و لبنیات، میزان استفاده از زمین‌های زراعی دنیا تا ۷۵% کاهش می‌یابد که برابر است با مساحتی به بزرگای ایالات متحده، چین، اتحادیه‌ی اروپا و استرالیا باهمدیگر، به‌گونه‌ای که همچنان می‌توان نیازهای تغذیه‌ای تمام مردم دنیا را تامین کرد.

۲٫ در سال ۲۰۱۶ دولت آمریکا ۲٫۷ میلیون حیوان وحشی را کشت (https://www.thedodo.com/wildlife-services-animals-killed-2016-2314386141.html) که حدودا ۱٫۶ میلیون آن‌ها بومی بودند. این یعنی حدودا ۵ حیوان در هر دقیقه. دامدارانی که گاوها و گوسفند‌هایشان را در زمین‌های عمومی به چَرا می‌برند می‌گویند که این خدمت دولت برای آن‌ها حیاتی است و بدون «رسیدن به حساب شکارچیان (https://news.nationalgeographic.com/2016/02/160212-Wildlife-Services-predator-control-livestock-trapping-hunting/)»، آن‌ها نمی‌توانند به فعالیت دام‌داری‌شان بپردازند.

۳٫ تولید دام بزرگ‌ترین عامل (https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2015.07.022) نابودی زیستگاه‌هاست. تولید دام به‌طور خاص در کشورهای استوایی که جایگاه بخش اعظمی از تنوع زیستی دنیاست در حال افزایش است.