گزارشی از مقاله

🔸وظیفهٔ ادارهٔ خدمات شیلات و حیات‌وحش ايالات متحده، حل تعارضات حیات‌وحش و فراهم کردن امکان هم‌زیستی مردم و حیات‌وحش است.

🔸اما این اداره برای مدیریت تعارض‌های میان انسان و حیات‌وحش اغلب مجبور است که در راستای حفاظت از منافع اقتصادی و سلامت عمومی، و حفاظت از حیات‌وحش بده-بستان کند. این امر باعث می‌شود برای حفاظت از منافع اقتصادی و سلامت عمومی، سالانه تعداد زیادی از حیوانات را بکشد؛ حدود ۵١ میلیون حیوان از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۴٫

🔸باوجود اینکه در سال‌های اخیر منابع علمی به وضعیت رو به‌ زوال اکوسیستم‌ دنیا و نقش کاهش گونه‌ها[جانوری و گیاهی] در این فرآیند پرداخته‌اند اما بجز ارزیابی‌‌های مارکسیست‌های زیست‌بوم‌گرا و یا اندک مطالعات جرم‌شناسانِ سبز، نقشی که عوامل اقتصاد سیاسی در این فرآیندِ زوال اکوسیستم دارند به‌خوبی روشن نشده است.

🔸توجه بیشتر به نقش اثرگذار اقتصاد سیاسی بر ویرانی محیط‌زیست، برای فهم کنترل تعارض انسان-حیات‌وحش مهم است. چنین تمرکزی قابلیت تعیین این را دارد که زمینه‌های اقتصاد محلی و جهانیِ سرمایه‌داری چگونه ممکن است ویرانی محیط‌زیستی به‌وجود آورند.

🔸در سال ۲۰۱۱ تعداد حیواناتی که به‌طور غیر عمدی کشته شده‌اند ۴/۹۶۳ نفر یا ۰٫۱۳ درصد از کل حیوانات کشته شده بوده است. بیشتر از همه توکاهای سیاه (۶۷۸/۵۷۳ نفر)، گاومرغ‌ها (۸۴۶/۶۶۳ نفر)، سار‌ها (۱/۵۰۰/۴۵۹ نفر) و گونه‌های جانوری‌ای که به‌عنوان نوعی «آفتِ کشاورزی» تعریف می‌شوند، کشته شده‌اند. در این لیست بلندبالا، گونه‌هایی مانند خرس سیاه و الیگاتور آمریکایی (نوعی تمساح) که در معرض خطر انقراض‌اند نیز دیده می‌شوند.

منبع:
Lynch, M. J. (2019). To Protect and Kill: US Fish and Wildlife Service’s Management of Human–Wildlife Conflict, 1996-2011 (https://doi.org/10.1163/15685306-12341527), Society & Animals, 27(2), 174-196.