در گفتگوهایمان راجع‌به وگنیسم، پیش‌فرضی رایج -و اغلب وارسی‌نشده- وجود دارد؛ اینکه وگنیسم امری انتخابی است. این به سادگی بدین معنی نیست که چون قانون این انتخاب‌ها را ممنوع نکرده، می‌توانیم تصمیم بگیریم حیوانات را بخوریم یا نخوریم، آن‌ها را بپوشیم یا نپوشیم و یا از فرآورده‌های حیوانی استفاده کنیم یا نه، بلکه این معنی را می‌دهد که ما هیچ تکلیف اخلاقی‌ای برای وگن شدن نداریم. وگنیسم مثل فیلم‌هایی است که انتخاب می‌کنیم ببینیم یا اثر هنری و موسیقی‌ای که از آن لذت می‌بریم. به‌واقع این معنی را می‌دهد که از نظر اخلاقی هیچ درست و نادرستی برای وگن شدن وجود ندارد.

می‌خواهیم با این نظر مخالفت کرده و پافشاری کنیم که در رابطه با این امر یک درست و نادرست اخلاقی وجود دارد و اینکه در واقع شما برای وگن شدن تکلیفی اخلاقی دارید. اما می‌خواهیم به شما نشان دهیم که به‌واقع خودتان هم با ما موافقید.

هر روز، داستان‌هایی درباره‌ی اینکه چگونه شخصی بدون هیچ دلیل قابل‌قبولی کاری وحشتناک با حیوانی انجام داده وجود دارد. این داستان‌ها معمولا درباره‌ی سگ و گربه‌هاست ولی اغلب شامل حیوانات دیگر هم می‌شود. فکر نمی‌کنیم بحث‌انگیز باشد که بگوییم خِرد عرفی ما درباره‌ی حیوانات این است که آن‌ها کمتر از انسان‌ها اهمیت دارند و از نظر اخلاقی پذیرفتنی است که خودمان را به آن‌ها ترجیح دهیم، البته فقط در موقعیت‌هایی که اجبار یا ضرورتی در کار باشد. اغلبِ ما فکر می‌کنیم این گفته که از منظر اخلاقی تحمیل رنج و مرگِ غیرضروری نادرست است، اصلا بحث‌انگیز نیست. فکر نمی‌کنیم این امری انتخابی است؛ تصور می‌کنیم تکلیفی اخلاقی است.

و اینکه ضرورت در این چارچوب چه معنایی می‌دهد هم اصلا بحث‌انگیز نیست. همه‌ی ما موافقیم که تحمیل رنج و مرگ به حیوانات به این دلیل که انجام آن برای ما لذت می‌آفریند، سرگرم‌مان می‌کند یا زحمت کمتری دارد نادرست است. چرا ۸۴ درصد مردمِ بریتانیا مخالف شکار روباه‌اند؟ ساده است. آن‌ها بر این عقیده‌اند که لذت و تفریحِ شکارچیان، توجیه‌گر تحمیل رنجی هولناک و مرگی خشن به روباه‌ها نیست. آن‌ها فکر نمی‌کنند که شکارچیان باید حق انتخاب شکار روباه را داشته باشند. اینجا درست و نادرستی اخلاقی وجود دارد و آن‌ها شکار روباه را از نظر اخلاقی نادرست می‌شمارند.

ما حیوانات را برای اهداف گوناگونی استفاده می‌کنیم ولی قابل‌توجه‌ترین استفاده‌ی ما از حیوانات به‌لحاظ تعداد، برای غذا است. تخمین زده می‌شود که سالانه حدود ۶۰ میلیارد حیوانِ خشکی‌زی و یک تریلیون حیوانِ آب‌زی را می‌کشیم و می‌خوریم. حتی حیوانات پرورش‌یافته و سلاخی شده به انسانی‌ترین شکل ممکن (حالا هر معنایی که می‌دهد) هم درد و پریشانی چشمگیری در طول زندگی‌ و به‌هنگام مرگشان تجربه می‌کنند. نصب دوربین‌های مداربسته در کشتارگاه‌ها هیچ تاثیری روی آن نخواهد داشت. قطعا باید قادر به توجیه رنج تحمیلی به حیواناتی که می‌خوریم، باشیم. می‌بایست دلیلی ارائه دهیم که به‌طور موجهی نوعی ضرورت یا اجبار را دربرگیرد.

مسئله این است که نمی‌توانیم چنین کاری انجام دهیم.

برای دستیابی به سلامتِ بهینه، هیچ نیازی به مصرف فرآورده‌های حیوانی نداریم. مسئولان هدایت‌گرِ دولتی و سازمان‌های متخصص در سرتاسر دنیا پذیرفته‌اند (https://t.me/VEGReferences/139) که می‌توانیم بدون مصرف گوشت، لبنیات و تخم‌مرغ کاملا سالم زندگی کنیم. درواقع شمار فزاینده‌ای از متخصصین جریان اصلی سلامتی می‌گویند فرآورده‌های حیوانی، برای سلامت انسان مضرند و بسیاری از بیماری‌ها (https://talksat.withgoogle.com/talk/how-not-to-die) با رژیم‌های غذایی حاوی پروتئین و چربی حیوانی‌مان پیوند داده شده‌اند. و دیگر هیچ شکی باقی نمانده که دامپروری صنعتی (https://t.me/sahatzist/4302) یک فاجعه‌ی مطلق و آشکار محیط‌زیستی‌ است.

پس بهترین توجیه‌مان برای تحمیل رنج و مرگ به حیواناتی که می‌خوریم، چیست؟ لذت چشایی. تفریح. همین و بس. آن‌وقت این موضوع با لذت و تفریح شکارچیان روباه چه فرقی دارد؟

حالا شاید دارید به این فکر می‌کنید قطعا تفاوتی بین شما و آن‌هایی که کارهایی مثل شکار روباه انجام می‌دهند وجود دارد، آن‌ها مستقیما در این فرآیند شرکت می‌کنند و شما فقط فرآورده‌های حیوانی را در فروشگاه می‌خرید. این امر ممکن است نمایانگر تفاوتی روان‌شناختی باشد، اما هیچ تفاوت اخلاقی‌ای بین شخصی که می‌کُشد و شخصی که به دیگری پول می‌پردازد تا بکشد وجود ندارد. قانون به وضوح در این زمینه می‌گوید شخصی که ماشه را می‌چکاند و شخصی که برای چکاندن ماشه پول می‌پردازد، هردو مجرم به قتل‌اند.

ممکن است همچنین به این فکر افتاده باشید که: «اما اگه تو یه جزیره‌ی دورافتاده تا سرحد مرگ گرسنه باشم چی؟». پاسخ کوتاه این است: شما در چنین جزیره‌ای نیستید، تابه‌حال هرگز نبوده‌اید و احتمال بسیار اندکی هم دارد که درآینده گذارتان به چنین جایی بیفتد. اما حتی اگر در چنین جایی باشید هم، دیگر رُکن اجبار و ضرورت حاضر خواهد بود که کشتن حیوان توسط شما را از نظر اخلاقی توجیه‌پذیر می‌کند. هیچ‌کدام از افرادی که این مطلب را می‌خوانند تجربه‌ی چنین اجبار و ضرورتی ندارند تا انتخاب‌های اخلاقی‌شان را از این چارچوب مستثنی کند.

واضح است که ما به‌عنوان یک جامعه و به شکل انفرادی، با موضوعِ اجبار اخلاقی‌مان در قبال حیواناتِ غیرانسان در کشمکشیم (https://t.me/iranveg/526). اما یک چیز در این میان مشخص و روشن است، حتی اگر در همین خِرد متعارفان که بسیار نیز انسان‌محورانه است باقی بمانیم و به‌خود جرات صحبت از نظریه حقوق حیوانات (https://t.me/iranveg/1643) را هم ندهیم، در اینجا درست و نادرستی اخلاقی وجود دارد. پیروی از اصول وگنیسم در رژیم غذایی‌مان واضح‌ترین نتیجه و موضع‌گیری‌ از چیزهایی است که همه‌مان می‌گوییم به آن‌ها باور داریم. و هنگامی که از خوردن حیوانات دست بکشیم، واضح می‌شود چرا نباید در هیچ چارچوب دیگری –برای پوشاک، سرگرمی و غیره– نیز از آن‌ها بهره‌کشی کنیم.

گری ال. فرانسیون

🖇 منبع:
https://goo.gl/kPj7bc