حفظ حیات امری «طبیعی» و ضدیت با آن امری «غیر طبیعی» است. حال ممکن است اعتراض شود که در طبیعت گروهی از حیوانات گروه دیگر را شکار می‌کنند و می‌کشند. این درست است ولی ما در طبیعت، جانوران شکارچی و گیاه‌خوار داریم و انسان جانورِ شکارچی نبوده است. به دلیل فرهنگ است که انسان روی به ابزار و شکار می‌آورد و بعد همه‌چیزخوار می‌شود. در حالی که او از لحاظ طبیعی موجودی ذاتاً گیا‍‌ه‌خوار است و تفاوتی با موجودات گیاه‌خوار دیگر ندارد. انسان گیاه‌خوار دارای گروهی از مشخصات است و قابلیت خوردن گوشت به‌صورت خام را ندارد و با دست خود نیز نمی‌تواند شکار انجام دهد. اما وقتی انسان اسلحه می‌سازد و فرهنگ پخت‌و‌پز را به وجود می‌آورد، هم می‌تواند شکار بکند و هم می‌تواند جانور شکارشده را از فرآیندی که ما به آن «آشپزی» می‌گوییم بگذراند تا بتواند آن را مصرف کند. پس انسان ذاتاً یک موجود شکارچی نیست اما حتی در مورد موجودات شکارچی نیز نمی‌توانیم از پدیده «خشونت» به معنای آنی که در روابط انسان‌ها با هم می‌بینیم سخن بگوییم. جانور شکارچی برای لذت بردن شکار نمی‌کند، بلکه برای تامین معیشت خودش است که به شکار رو می‌آورد. این بسیار متفاوت است از کسی که به خاطر لذت بردن یا ایدئولوژی‌ و افکار پوچ، دیگری را آزار می‌دهد و یا به زندان می‌اندازد و می‌کشد و غیره… بنابراین از لحاظ روابط منفی از دید دانشمندانِ جانور‌شناس با توجه به نوع و گونه‌ای که انسان به آن تعلق دارد در ذاتِ انسان نمی‌تواند پدیده‌ای مثل جانورِ متهاجمِ شکارچی وجود داشته باشد. خشونتی که امروز ما در انسان می‌بینیم، در طبیعت، اگر نگوییم اصلا وجود ندارد موردی کاملاً استثنایی و ناملموس است. پس ما چیزی که به اسم خشونت، بی‌رحمی، ظلم‌و‌ستم و … پدیده‌های مشابه را در طبیعت نداریم و این‌ها پدیده‌های انسانی هستند. یعنی انسان‌ها این پدیده‌ها را در طول تحول خودشان یا شاید بتوانیم بگوییم در مسیر انحرافشان از طبیعت به وجود آورده‌اند، خشن شده‌اند و به‌سوی تخریب طبیعت و یکدیگر رفته‌اند. همین مطالعات گویای وجود دگر‌دوستی و همدلی و دلسوزی در انسان‌ها به‌صورت طبیعی هستند. پس انسان موجودی است که به‌صورت طبیعی هم با گونه‌های دیگر و هم با هم‌نوعان خودش باید همدل و دلسوز و یاری‌کننده باشد، که تمامی این خصوصیات در طبیعت وجود دارد و توسط انسان ابداع نشده است، بلکه بالذات وجود دارد.

▪️بخشی از مصاحبه مجله ژیلوان با دکتر ناصر فکوهی، انسان‌شناس، دانش‌آموختهٔ دانشگاه پاریس و استاد دانشگاه تهران.