در اینجا قصد دفاع از موضعی را داریم که ممکن است بحث‌برانگیز به نظر برسد: بنا بر باورهای #اخلاقی متعارفِ ما در قبال حیوانات، ضروریست که مصرف گوشت، لبنیات، تخم‌مرغ و تمام محصولات حیوانی دیگر را به عنوان خوراک از لحاظ اخلاقی رد کنیم.
به بیان دیگر، اگر شما مخالف این دیدگاهید که «حیوانات اشیایی بدون هرگونه ارزش اخلاقی‌اند»، به‌لحاظ اخلاقی ناچارید رژیمی وگان در پیش بگیرید، حتی بدون نیاز به پذیرفتن نظریه حقوق حیوانات.
بیایید با موقعیتی فرضی شروع کنیم: شما با فرِد روبرو می شوید که از تحمیل درد و رنج بر حیوانات لذت می‌برد. او در زیرزمینش چند حیوان نگه می‌دارد که مرتب رنج و درد فیزیکی، ترس و اضطراب به آنان وا‌داشته و سپس می کشدشان.
فارغ از این موضوع، فرِد شخصی دوست‌داشتنیست که میل شدیدش برای کشتن حیوانات اثری بر ارتباط او با انسان‌ها نمی‌گذارد.
وقتی دلیل این کار از او پرسیده می‌شود،فرِد توضیح می‌دهد که این اعمال مایه لذت و تفریحش هستند.
آیا کسی هست که آنچه فرِد می‌کرد را به لحاظ اخلاقی ناشایست و البته شنیع نداند؟ البته که نه.
آیا چنین واکنشی این فرض را پیش می‌کشد که شخص معترض برابری انسان ها و غیر انسان ها را پذیرفته است؟ نه.
حتی اگر در نظر ما حیوانات ارزش اخلاقی کمتری نسبت به انسان‌ها داشته باشند، تا هنگامی که حدی از ارزش اخلاقی برایشان قائل باشیم، همچنان به هوس شیداگونه‌ی فرِد اعتراض خواهیم داشت.

تقریباً هر سال ۶۰ میلیارد حیوان را در کل جهان می کشیم(۱)

اکثر مردم بر این باورند که حیوانات تا حدی ارزش اخلاقی دارند، اما تا زمانی که رنج غیرضروری بر آن‌ها تحمیل نکنیم، کشتن و بهره‌گیری از آن‌ها برای منافع انسان، فی‌نفسه قابل اعتراض نیست. و تحمیل رنج به‌دلایل لذت، تفریح و آسایش نباید ضرورت به‌شمار آید.
اگر تحمیل درد به منظور لذت، تفریح یا آسایش، بتواند ضروری به‌حساب آورده شود، دیگر هیچ موردی را نمی‌توان غیر ضروری محسوب کرد.
اگر بتوان لذت، تفریح یا آسایش را «ضروری» دانست، پس باورِ همگانی درباره‌ی حیوانات این خواهد بود که: تا وقتی رنج غیرضروریِ غیرضروری یا رنج بی‌جهت به حیوانات تحمیل نکنیم، می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم.
پس در مورد فرِد، باور همگانی‌مان خواهد گفت او نباید از آنچه برای تامین لذت و تفریح موردنظرش ضروریست، آسیب بیشتری [به حیوانات] برساند.
اما هیچ‌کس این را به عنوان فهم قابل‌قبولی از «ضرورت» در نظر نمی‌گیرد.
دقیقا به همین دلیل است که اکثر مردم به ورزش‌هایی خونین چون شکار روباه و گاو‌بازی اعتراض دارند. این ورزش‌ها شامل تحمیل رنج و مرگ به حیوانات‌اند، به دلایل لذت و سرگرمی.
پس سوال بدین صورت مطرح می‌شود: بر مبنای کدام توجیه می‌توانیم سالانه حدود ۶۰ میلیارد حیوان را (بدون نظر گرفتن ماهی‌ها) در سراسر جهان بکشیم؟ تحت بهترین و «انسانی» ترین شرایط، میزان رنجی که در فرآیند بهره‌وری از حیوانات به عنوان غذا به آنان وامی‌داریم، سرسام آور است.(۲) اگر براین باوریم که تحمیل رنجِ غیرضروری خطاست، چگونه می توانیم این میزان از رنج را توجیه کنیم؟ مسلماً حتی‌اگر اگر صنعت دامپروری را به سطحی انسانی‌تر از آنچه اکنون هست برسانیم رنج، ترس، اضطراب و مرگ همچنان باقی خواهند ماند. هم‌چنین، هیچ تمایز منطقی منسجمی میان گوشت و دیگر محصولات حیوانی مانند لبنیات و تخم مرغ وجود ندارد. همگی رنج، اضطراب و مرگ به دنبال دارند.

صنعت دامپروری فاجعه‌ای زیست‌محیطی است(۳)

با در نظر داشتن انتقادمان از فرِد، اگر وی منتقدانش را ریاکارانی بخواند که محصولات حیوانی مصرف می‌کنند، در دفاع از خود چه خواهیم داشت؟
تا همین اواخر بیشتر مردم باور داشتند که مصرف خوراک حیوانی ضروریست و بدون آن انسان‌ها تحلیل می‌روند و می‌میرند.
بسیاری از مردم هنوز چنین باوری دارند.

باوری که توجیه‌پذیر نیست، چرا که قرن‌هاست می‌دانیم انسان می‌تواند بدون مصرف هر نوع پروتئینِ حیوانی زندگی کند. جامعیت این باور، گواهیست بر قدرت مشترک رسانه‌ها و تبلیغاتِ تحت کنترل شرکت‌هایی که میل ما را به خوردن بنا بر عادات پیشین و آنچه در پرتو تجربیات گذشته مزه‌ی خوشایندی برایمان داشته، تقویت می‌کند.
این دیدگاه که برای تغذیه‌ی انسان به خوراک حیوانی نیازمندیم، به‌وضوح و بی هیچ ابهامی، غلط است. اکنون تقریباً تمام سازمان‌های حرفه‌ای قابل‌توجه از جمله انجمن قلب آمریکا و میو کلینیک، همچنین آژانس‌های دولتیِ سراسر دنیا تصدیق کرده‌اند که رژیمی فقط دربردارنده غذاهای گیاهی نه‌تنها سالم، بلکه به‌قطع تقریباً سالم‌تر از رژیمی غذایی دارای گوشت، لبنیات و تخم مرغ بسیار است.(۴) اما رژیم وگان چه سالم‌تر باشد و چه نه، قطعا کمتر [از یک رژیم همه چیزخواری] سالم نیست و نمی‌توان مصرف خوراک حیوانی را ضرورتی برای سلامت انسان در نظر گرفت.

همچنین توافقی گسترده وجود دارد که صنعت دامپروری یک فاجعه‌ی زیست محیطی است، بنابراین در نهایت بهترین توجیهی که برای تحمیل رنج و مرگ به میلیاردها حیوان داریم چیست؟
غذاهای حیوانی مزه‌ی خوبی دارند.
از طعم گوشت حیوانات و محصولات حیوانی لذت می بریم.
خوردن غذاهای حیوانی را راحت می‌دانیم. این یک عادت است.

پس مصرف ما از محصولات حیوانی چه تفاوتی با وضعیت فرِد دارد؟ هیچ.
لذت ارضاء ذائقه به لحاظ #اخلاقی تفاوتی با دیگر انواع لذتها ندارد.

شما به وگنیسم متعهدید

استدلال برخی این است که مصرف غذاهای حیوانی، سنت است و بسیاری از غذاهای حیوانی به‌لحاظ فرهنگی قابل توجه‌اند. اگر مسئله‌ای به‌لحاظ اخلاقی اشتباه باشد، سنت یا اهمیت فرهنگی نمی تواند توجیهش کند. هیچ سنتی پایدارتر از سکسیم و زن‌ستیزی، که از جهاتی اهمیت اجتماعی قابل‌توجهی به آنها داده شده، وجود ندارد.
پس گیاهان چه؟ این دقیقا اولین سوالیست که در مهمانی شام نصیب تمام وگان‌ها می‌شود. گیاهان زنده‌اند؛ اما حسمند نیستند. آن‌ها تجربیات سوبژکتیو حیواناتی که به‌عنوان غذا مصرف می‌کنیم را ندارند. به محرک‌ها واکنش نشان می‌دهند؛ اما پاسخ نه. آن‌ها منافعی ندارند؛ چیزی وجود ندارد که بخواهند، میل آن را داشته باشند یا ترجیح دهند. و حتی اگر گیاهان حسمند بودند، با درنظر گرفتن اینکه برای تولید یک پوند گوشت چندین کیلو گیاه مورد نیاز است، وگنسیم همچنان یک ضرورت اخلاقی خواهد بود.

لطفا توجه کنید که به شما نشان دادیم: مگر آن که پذیرفته باشید حیوانات تنها اشیایی بیرون از اجتماع اخلاقی‌اند، به وگنسیم متعهدید. و حتی هرگز نامی از حقوق حیوانات نبردیم. چرا که به این مفهوم نیازی نداریم مگر اینکه درباره‌ی موقعیت‌هایی صحبت کنیم که در آن‌ها یک ادعای قابل قبولِ ضرورت یا هر تعارض واقعی دیگری میان انسان و غیر انسان وجود داشته باشد. اما ۹۹ درصد استفاده‌ی ما از حیوانات از جمله به‌لحاظ عددی قابل توجه ترین آن برای غذا، شامل هیچگونه ضرورت یا تعارض واقعی بین منافع انسان و غیرانسان نمی‌شود. اگر حیوانات به‌طور کل ازلحاظ اخلاقی اهمیتی دارند، بنابراین، حتی بدون پذیرش یک نظریه حقوق حیوانات، این گونه استفاده‌ها از حیوانات نمی‌تواند به‌لحاظ اخلاقی توجیه شود.

پروفسور گری. ال. فرانسیون

▪️پانویس‌ها افزوده‌ی مجموعه وگ است.

۱٫ در این ویدیو سعی شده تا رنج و مرگ حیوانات با آمار و ارقامِ معتبر به تصویر کشیده شود:
https://goo.gl/BRNyeF

۲٫ تلاشی برای محاسبه رنجی که تهیه‌ی محصولات حیوانی مختلفی همچون گوشت، لبنیات و تخم‌مرغ به‌همراه دارند را دراین مقاله ببینید:
https://doi.org/10.1007/s10460-012-9402-x

۳٫ گزارش “UNEP” سازمان ملل متحد با عنوان «بررسی تاثیرات محیط زیستی تولید و مصرف»، بر حرکتی جهانی به سمت رژیمی بدون محصولات حیوانی تاکید می‌کند، و مصرف محصولات حیوانی را به‌عنوان یکی از منابع اصلی تاثیر محیط زیستی، آلودگی، اثر گلخانه‌ای و هدررفت منابع مورد شناسایی قرار می‌دهد. دامپروری صنعتی در بین چهار بخش اولی است که در گزارش “اولویت اول” لقب گرفته. فرآوری گوشت و لبنیات را در جایگاه نخست بخش‌های “اولویت دوم” می‌یابیم. به منظور دستیابی به تولید پایدار غذا و قادر بودن برای تغذیه جمعیت انسانی‌ای رو به رشد، نتیجه‌گیری گزارش، «تغییر ضروری رژیم غذایی جهانی، با دورشدن از محصولات حیوانی» را توصیه می‌کند.
t.me/VEGReferences/135
تولیدات دامی به تنهایی بزرگ ترین عامل از بین رفتن زیستگاه‌ها است.
https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2015.07.022
در طول ۲۵ سال گذاشته به‌دلیل بالارفتن تقاضا برای گوشت و رشد صنعت دامپروری، مساحتی به بزرگای هند توسط این صنعت جنگل‌زدایی شده است.
(FAO Livestock Policy Briefs, No 3: Cattle ranching and deforestation, 2006)

۴٫ موضع آکادمی تغذیه و علوم غذایی آمریکا این است که رژیم‌های گیاهیِ به درستی برنامه‌ریزی شده، شامل رژیم وگان، سلامت‌بخش و به‌لحاظ مواد مغذی کافی‌اند و ممکن است جهت پیشگیری و درمان بعضی بیماری‌های خاص مزایایی برای سلامتی به همراه داشته باشند. این رژیم‌ها برای تمام دوره‌های چرخه‌ی زندگی، شامل بارداری، شیردهی، نوزادی، کودکی، نوجوانی، بزرگسالی و ورزشکاران مناسب است.
t.me/VEGReferences/139