بیایید درباره‌ی تاثیرگذارترین نوع گفت و گو و طرفداری از وگنیسم صحبت کنیم. چون اگر می‌خواهیم مباحثه‌هایی سازنده که به نفع حیوانات تمام می‌شوند داشته باشیم، پرداختن به این موضوع خیلی مهم است.

یکی از اصلی‌ترین چیزهایی که وقتی وارد یک بحث می‌شوید باید به‌خاطر داشته باشید این است که شخصی که با او صحبت می‌کنیم قضاوتش درباره‌ی وگنیسم را بر این گفت و گو بنا می‌کند، بنابراین مهم است که عقلانی و خونسرد باشیم، چرا که اگر نامعقول به‌نظر برسیم، این موضوع باعث می‌شود وگنیسم برای فردی که با اوصحبت می‌کنیم نامعقول به‌نظر بیاید.

با وجود این که چنین گفت و گوهایی می‌توانند بسیار خسته کننده باشند، همچنین مهم است که همدل، با ادب و همراه باقی بمانیم. چرا که بالاخره ما هم زمانی از همین بهانه‌ها و استدلال‌ها برای وگن نشدن استفاده کردیم. آزرده به‌نظر رسیدن یا رفتاری حاکی از برتریِ اخلاقی و ذهنی داشتن، تنها، باعث دورتر شدن آن‌هایی می‌شود قصد داریم با آن‌ها گفت و گو کنیم.

گوش دادن به مخاطب و پیوند برقرار کردن با او بسیار موثراند چرا که باعث می‌شود شخصی که با او صحبت می‌کنید احساس راحتی بیشتری بکند و کمتر احساس قضاوت شدن به او دست دهد. و این دقیقا همان موقعی است که شما می‌توانید گفت و گویی واقعا موثر داشته باشید. در عوضِ این که جوری رفتار کنیم انگار از هرچیزی که وجود دارد باخبریم، همیشه جوری رفتار کنیم که انگار می‌توانیم چیزی از آن‌ها یاد بگیریم. استدلال‌هایی که بکار می‌برند را جدی بگیرید، به‌جای این که متوسل به خشونت بشوید و به‌وضوح آزردگی خاطرتان را نشان بدهید، از دلیل و منطق برای رد کردن بهانه‌های‌شان استفاده کنید.

درطول مدت کنشگری‌ام برای وگنسیم، مهم‌ترین تکنیکی که به آن دست یافته‌ام این است که به‌آسانی به‌جای جواب دادن، سوال بپرسم. نام این روش، روش سقراطی است چرا که توسط سقراط، فیلسوفی یونانی ابداع شده و در درمان و مشاوره از آن استفاده ‌می‌شود. با سوال پرسیدن، ما این فرصت را به کسی که با او گفت و گو می‌کنیم می‌دهیم که بدون این که گفته شود چه احساسی باید داشته باشد، خودش به نتیجه برسد. در این حالت جوابی که شخص در پاسخ به شما می‌گوید، نظر واقعیِ خودش خواهد بود. پس وقتی مجموعه‌ای از سوالات می‌پرسید تا ریاکاری و ناهماهنگی شناختی (۱) درباره‌ی ادراک‌شان از حیوانات را  برجسته کنید، آشکارسازی و فهم این قضیه را به خودشان می‌سپارید.

با استفاده از این روشِ پرسیدن سوال‌ها شما تفکر انتقادی داشتن را تشویق می‌کنید و ایده‌هایی از شخص بیرون می‌کشید که معمولا در کسی که با او صحبت می‌کنید تناقضاتی به‌وجود می‌آورد. این بسیار مهم و یکی از موثرترین راه‌ها برای کاشت ایده در ذهن مخاطب‌تان است چرا که شما شخص را رها می‌کنید تا خود را به سوال بکشد و برای این واقعیت که رفتارش با اخلاقی که به آن باور دارد ناهمخوان است، راهی بیابد.

 

مثال‌هایی از پرسیدن، به‌جای جواب دادن می‌توانند این‌ها باشند:

«فکر می‌کنی خشونت علیه حیوانات اشتباهه؟» در عوضِ «خشونت علیه حیوانات اشتباهه».

«راه مهربانانه‌ای برای کشتن یه حیوون وجود داره؟» در عوضِ «هیچ راه مهربانانه‌ای برای کشتن یه حیوون وجود نداره».

«فکر می‌کنی چرا یه گاو شیر تولید می‌کنه؟» در عوضِ «یه گاو شیر تولید می‌کنه که به بچه‌اش غذا بده».

«فکر می‌کنی بین خوردن یه سگ و خوردن یه گوسفند فرقی هست؟» در عوضِ «هیچ فرقی بین خوردن یه سگ یا یه گوسفند وجود نداره».

 

مثال دیگری بزنم، اخیرا در یک رویداد “بی‌نام و نشان برای حیوانات” شرکت کردم (رویدادی که تصاویر کشتار حیوانات روی مانیتور به عموم مردم نشان داده می‌شود و یک تیم از کنشگرانِ وگن، با افرادی که می‌ایستند تا تصاویر را تماشا کنند صحبت می‌کنند) و وقتی داشتم با مردی تصاویر را تماشا می‌کردم، به من گفت «با این تفاسیر، اصلا مطمئن هستیم که حیوونا میتونن رنج بکشن؟» در عوضِ این که فقط جواب بدهم «آره، البته که حیوونا رنج می‌کشن» از او خواستم مانیتوری را که گاوهایی در آن داشتند کشته می‌شدند، ببیند و پرسیدم «تو چی فکر می‌کنی؟ به نظرت اینجوری به چشم میاد که اون گاوا هم دارن رنج می‌کشن؟» که به این سوال جواب داد: «آره، به‌وضوح هم دارن رنج می‌کشن».

 

۱٫ ناهماهنگی شناختی در دانش روان‌شناسی، نوعی استرس ذهنی یا ناهنجاری و احساس ناخوش‌آیندی‌ است که بر اثر شرایطی همچون ایجاد و القای همزمانِ دو یا چند دیدگاه، عقیده، ارزش و یا اندیشۀ ناهمساز در یک فرد به‌وجود می‌آید. مثلا از یک سو شخص خود را دوست‌دار حیوانات می‌داند و از سویی دیگر آن‌ها را می‌خورد. یا شخص مخالف تحمیل رنج غیرضروری به حیوانات است اما می‌داند که وقتی غذای حیوانی می‌خورد، مشغول انجام همین کار است. [م]

 

منبع:

۳۰ non-vegan excuses & how to respond to them, earthling ed, Pg 3-5 (با اندکی تغییر)