در نوزده ماه گذشته غرق در تجربه مقدس شیردهی به پسرم بودم. حتی یک روز هم نبوده که حواسم به اینکه چقدر خوشبخت هستم جمع نباشد. اینکه بدنم به‌درستی و دقیقا مطابق با برنامه‌ریزی طبیعت، به‌ بچه‌دار شدنم واکنش نشان داده و هورمون‌ها و شیر لازم را برایم به وجود آورده تا تمام نیازهای پسرم را فراهم کنم. این یک اتفاق حیرت انگیز است. و با وجود اینکه همیشه آسان نبوده – سه دوره با ورم پستان دردناک و وحشتناکی درگیر بوده‌ام – همیشه برای این تجربه سپاسگزار خواهم بود.
اگرچه تمام مادران شیردهی را انتخاب نمی‌کنند، مادر به این دلیل ساده که کودک متعلق به اوست، حق دارد مطابق صلاحدید خود از او مراقبت کند. ولی این حق برای حیوان‌های مادری که توسط صنعت #لبنیات بهره‌کشی می‌شوند به طرز فاحشی انکار می‌شود.
چرا ما اینطور آگاهانه از بدرفتاری و خشونت‌مان علیه بعضی مادرها و بچه‌هایشان دفاع می‌کنیم درحالیکه برای حقوق بعضی مادرهای دیگر می جنگیم؟
به یقین می‌توانم بگویم که ترجیح می‌دهم بمیرم قبل از اینکه بچه ام را قاپ بزنند و شیرم را بدزدند تا به‌عنوان کالایی به فروش برسانند. اما این واقعیتِ غم‌انگیز صنعت لبنیات است. و به تمام کسانی که فکر می‌کنند در قیاسم زیاده‌روی کرده‌ام، با احترام باید پاسخ بدهم، وقتی که ما به‌زور حیوانات گونه‌های دیگر را آبستن می‌کنیم تا بچه‌هایشان را بدزدیم و بکشیم، بچه‌هایی که در اصل #شیر متعلق به آنها بوده، من در مقایسه‌ام ذره‌ای هم موفق نبوده‌ام.
اریک ستینو، مادری مخالف لبنیات.

منبع:

Erica Settino