با گیاهخوار شدن می‌توان انتشار گازهای گلخانه‌ای را تا دو-سوم کاهش داده و جان میلیون‌ها نفر را نجات داد

کاملا روشن است که خوردنِ میوه و سبزیجاتِ بیشتر و کاهشِ مصرف گوشتِ قرمز و فرآوری شده، باعث سلامتیِ بیشترِ شما می‌شود. اما چون خودِ مرغ‌ها و گاوها هم غذا می‌خورند و انرژی مصرف می‌کنند گوشت یک عاملِ اصلیِ تغییر اقلیم نیز هست. با گیاهخوار شدن می‌توانید ردپای کربن‌تان را بسیار کاهش دهید.

همهٔ اینها در مقیاسی فردی است. چه می‌شود اگر اینگونه تغییرات را به ۷ میلیارد نفر تعمیم داده و در جمعیتِ در حالِ رشد بررسی کنیم؟

در پژوهشِ اخیرمان، من و همکارانم برآورد کردیم با تغییر به‌سوی رژیم‌های گیاه‌پایه‌تر، هم‌راستا با رهنمودهای تغذیه‌ایِ جهانیِ سازمان سلامت جهانی، می‌توان باعثِ کاهشِ سالانه ۵ تا ۸ میلیون مرگ در سال ۲۰۵۰ شد. این نشان دهندۀ کاهشی ۶ تا ۱۰ درصدی در نرخِ مرگ‌و‌میرِ جهانی است.

انتشار گازهای گلخانه‌ایِ مرتبط با غذا هم می‌تواند تا بیش از دو-سوم کاهش یابد. در مجموع، این تغییراتِ تغذیه‌ای ارزشی بیش از یک تریلیون و حتی تا سی تریلیون دلارِ آمریکا دارد. که این رقم تا یک-دهمِ تولید ناخالص داخلی احتمالی در سال ۲۰۵۰ است. نتایجِ پژوهشِ‌مان در مجلۀ PNAS منتشر شده است.

پیش‌نگریِ رژیم‌های غذاییِ آینده، تصاویرِ ترسناکی ترسیم می‌کنند. انتظار می‌رود مصرفِ میوه‌ها و سبزیجات افزایش یابد اما همچنین خوردن گوشتِ قرمز و کالریِ مصرفیِ کلی هم افزایش پیدا کند. از ۱۰۵ ناحیهٔ جهانیِ بررسی شده در پژوهشِ ما، کمتر از یک-سوم‌شان در مسیر تحقق توصیه‌های تغذیه‌ای اند.

اینکه جمعیتی بیشتر، از رژیمِ غذاییِ بدتری پیروی کند به این معناست که تا سال ۲۰۵۰، انتشار گازهای گلخانه‌ایِ مرتبط با غذا نصف بودجۀ انتشاریِ اختصاص داده شدۀ دنیا برای محدود کردنِ گرمایشِ جهانی به زیر ۲ درجۀ سانتی‌گراد را اشغال می‌کند.

برای فهمِ اینکه تغییراتِ تغذیه‌ای چگونه می‌توانند از بروزِ چنین سناریوی تیره‌ و‌ تاری پیشگیری کنند، چهار رژیمِ جایگزین طراحی و آثار سلامتی و محیط‌زیستیِ آن‌ها را تحلیل کردیم:
سناریوی مرجع بر پایهٔ رژیم‌های غذایی پیش‌نگری شده در سال ۲۰۵۰، سناریویی بر پایهٔ رهنمودهای تغذیه‌ایِ جهانی که شامل مقدار حداقلیِ میوه و سبزیجات است و میزان گوشتِ قرمز، شکر و کالریِ کل را محدود می کند، و نیز دو سناریوی گیاهخواری که یکی شاملِ تخم مرغ و لبنیات (لاکتو-اوو وجترین) و دیگری کاملاً گیاه‌پایه (وگن) است.

 

میلیون‌ها مرگِ قابلِ پیشگیری

دریافتیم که اتخاذِ راهبردهای تغذیه‌ایِ جهانی، می‌تواند باعثِ پیشگیری از سالانه ۵/۱ میلیون مرگ در سال ۲۰۵۰ شود. رژیم‌های غذاییِ وجترین و وگن، به ترتیب می‌توانند باعثِ جلوگیری از مرگ ۷/۳ میلیون و ۸/۱ میلیون‌ نفر شوند. تقریبا نیمی از آن به‌لطف کاهشِ مصرفِ گوشتِ قرمز و نیمی دیگر، به دلیل مصرفِ بیشتر میوه و سبزیجات، همراه با کاهش در انرژی ورودی (همچنین کاستن از چاقیِ مرتبط با آن) است.

تنوع‌های منطقه‌ایِ بسیاری وجود دارد. پیش‌بینی می‌شود که تقریبا دو-سومِ فوایدِ سلامتیِ ناشی از تغییر رژیمِ غذایی در کشورهای درحالِ توسعه، به‌خصوص در آسیای شرقی و آسیای جنوبی، روی دهد. اما کشورهای با درآمد بالا هم وضعیت مشابهی دارند و درواقع منافع سرانه در کشورهای توسعه یافته می‌تواند دو برابرِ کشورهای درحالِ توسعه باشد، چون رژیم غذایی نسبتا نامتعادلِ آن‌ها جای پیشرفتِ بیشتری دارد. چین با جلوگیری از سالانه حدودِ ۱/۴ تا ۱/۷ میلیون مرگ، شاهدِ بیشترین منافعِ حاصل از سلامتی خواهد بود. حذف گوشتِ قرمز و کاهشِ پرخوریِ عمومی، مهم‌ترین عامل در آنجا و برای دیگر ذی‌نفعان، مانند اتحادیۀ اروپا و ایالات متحده خواهد بود. با این‌حال در هند، به‌لطف مصرفِ میوه و سبزیجاتِ بیشتر، هر ساله از وقوعِ حدودِ یک میلیون مرگ جلوگیری خواهد شد.

به‌ویژه روسیه و دیگر کشورهای اروپای شرقی، به‌دلیل مصرف کمترِ گوشتِ قرمز، شاهدِ منافعِ سرانۀ بسیاری خواهند بود. مردم جوامع جزیره‌ای کوچک مانندِ موریس، ترینیداد و توباگو، از کاهشِ چاقی سود خواهند برد.

وگن‌ها در برابر تغییر اقلیم؟

برآورد کردیم که با اتخاذ رهنمودهای تغذیه‌ایِ جهانی می‌توان انتشار گازهای گلخانه‌ایِ مرتبط با غذا را تا ۲۹% کاهش داد. اما حتی این هم برای کاهشِ انتشار گازهای گلخانه‌ایِ مرتبط با غذا، هم‌راستا با کاهش‌های ضروری کلی برای نگه داشتنِ افزایشِ دمای جهانی زیر ۲ درجۀ سانتی‌گراد، کافی نخواهد بود.

برای مبارزهٔ جدی با تغییر اقلیم رژیم‌های گیاه‌پایه‌تری موردنیاز است. تحلیلِ ما نشان می‌دهد اگر تمام مردمِ دنیا وجترین شوند کاهشِ انتشار گازهای گلخانه‌ایِ مرتبط با غذا تا ۶۳% بالاتر خواهد رفت. و چه می‌شد اگر همه وگن می‌شدند؟ این رقم به ۷۰% می‌رسید.

ارزش آن چقدر است؟

تغییراتِ تغذیه‌ای با صرفه‌جوییِ سالانه ۷۰۰ الی ۱,۰۰۰ میلیارد دلارِ آمریکا در مراقبت سلامت، مراقبت‌های غیررسمیِ بدون دستمزد و روزهای کاریِ از دست رفته، منافعِ اقتصادیِ بسیار زیادی به همراه خواهد داشت.

ارزشی که جامعه برای خطر مرگِ کاهش‌یافته قائل است می‌تواند تا ۹ الی ۱۳% از تولید ناخالص داخلی جهانی یا ۲۰ تا ۳۰ تریلیون دلارِ آمریکا باشد. هزینهٔ صرفه‌جویی شده از خسارات جلوگیری شدهٔ تغییر اقلیم به دلیل کاهشِ انتشار گازهای گلخانه‌ایِ مرتبط با غذا، می‌تواند به حدودِ ۵۷۰ میلیارد دلارِ آمریکا برسد.

قیمت گذاشتن بر سلامتیِ مطلوب و محیط‌زیست، مسئله‌ای حساس است. اگرچه نتایجِ ما نشان می‌دهند با تغییرات رژیم غذایی می‌توان منافع زیادی برای جامعه به ارمغان آورد و ارزشِ آن منافع سندی محکم برای [محقق کردن] رژیم‌های غذاییِ سالم‌تر و به‌لحاظ محیط‌زیستی پایدارتر است.

بدیهی است مقیاسِ این امر بسیار بزرگ است. تولید و مصرفِ میوه و سبزیجات در آفریقای زیرصحرایی و آسیای جنوبی باید به بیش از دو برابر برسد تا فقط مطابق با رهنمود‌های تغذیه‌ایِ جهانی شود. درعین‌حال مصرف گوشتِ قرمز باید در مقیاسِ جهانی به نصف و در کشورهای ثروتمندتر به دو-سوم کاهش یابد. همچنین نیاز خواهیم داشت که با مشکلِ کلیدی پرخوری مقابله کنیم. فهم این مطالب نیازمند تامل بسیار، پیش از اتخاذ هر تصمیمی است.
(نوشته مارکو اسپرینگمن)

ترجمه: فاطمه دلدار

منبع:

The conversation

برای مشاهده ارائۀ مختصر دکتر اسپرینگمن از مقالۀ بالا، این ویدیو را ببنید: