من کوروش قمبری و اهل قصر شیرین هستم. از ۱۳سالگی شروع به کار کردن کردم و از ۹ سالگی درگیر مصرف مواد ناسالم شدم و بتدریج اعتیاد پیدا کردم!

همیشه کوه می رفتم و تفریحم شکار کردن بود . البته شکارچی حرفه ای نبودم برای تنوع این کارو میکردم تا اینکه رفتم خدمت سربازی.

بعد از سربازی همون زندگی اشتباه گذشته رو در پیش گرفتم ولی بدلایلی در ۲۳ سالگی نجات پیدا کردم و ازدواج کردم و خلاف و اعتیاد را کنار گذاشتم.

مدتی در یک آشپزخانه مشغول کار شدم و بجایی نرسیدم، سپس وارد دنیای کشاورزی شدم و اونجا هم شکست خوردم.

مدتی بعد پیشنهاد یه شرکت جدید تهیه خوراک رو قبول کردم و برای هشت سال آشپز اونجا بودم و اونجا هم ورشکست شد و باز بیکار و بی پول شدم .

 

یک مغازه کوچک اجاره کردم و با خرت و پرت هایی که تو خونه داشتم یه فلافلی راه انداختم . سرمایه م مقداری نخود بود و رب و یک اجاق گاز فکستنی . کم کم کارم گرفت و طبقه بالا رو هم اجاره کردم و از مدارس سفارش کلی فلافل می گرفتم.

مدتی بعد دکه ی درب دانشگاه رو خریدم و ساندویچی زدم . درآمدش عالی بود؛ چند ماه بعد بود که متوجه شدم همه مریضی هایی که دارم منشا اش از گوشته . با اینکه تاحالا اسم وگان رو هم نشنیده بودم و این چیزا حالیم نبود تصمیم گرفتم دیگه همبرگر و سوسیس نفروشم . بعدها می خواستم کسب و کار فلافلی داخل شهرم رو هم گشترش بدم ولی بخاطر خامگیاهخواری و این مسایل منصرف شدم .

در تمام این سال ها قصابی مراسم های محله و فامیل و همچنین آشپزیش رو من انجام می دادم ولی از زمانی که با وگان آشنا شدم از این کار دست کشیدم و با راهنمایی های گروههای وگ فقط تو بخش پختن برنج کمک شون می کنم و سر قضیه ی حیوانات باهاشون اتمام حجت کردم !

 

و اما چطور خامگیاهخوار شدم ! دوستی داشتم که تورم شدید چشم و دیابت داشت و خامگیاهخوار شد و بسلامتی رسید. چند باری از خواص خگخ برای من گفت، من یه هفته بیمارستان بستری بودم که به علت دیابت کلیه هام داشتن از کار میفتادن و قند خونم کنترل نمیشد. از همون موقع در مورد خگخ تحقیق کردم و تصمیم  گرفتم که شروع کنم . خگخ شدم واز کل میوه ها استفاده میکردم و نان جو میخوردم اما خیلی تاثیر نداشت. با کمی تحقیق با گروههای وگ آشنا شدم؛ برنامه خواستم و فقط برنامه دیابت رو در نظر گرفتم . وقتی قند خونم میزان شد متوجه شدم وزنم کاهش یافته و انرژی در من بیدار شده.  احساس غرور زیادی کردم مطمئن شدم اگه همین روند رو در پیش بگیرم فشارخون، کبد جرب و کلیه هام هم درمان میشه که خوشبختانه با توکل به خدا درمان شدند.

 

با وگان شدن تفنگ شکارم که اصلی ترین تفریحم بود رو کنار گذاشتم؛ برای سفره هفت سین ماهی نخریدم ؛ کسب و کارم رو تغییر دادم؛ خودم هم شفا پیدا کردم .